اینترنت، بیش و پیش از اینکه هر چیز دیگری باشد یک تکنولوژی است. اما به نظر می‌رسد سنخ این نوع از تکنیک با تکنولوژی‌های ماقبل خود که غالباً متعلق به عصر صنعتی و مدرنیته متقدم‌اند متفاوت است. اگر تکنیک در عصر صنعتی سودای تسلط بر طبیعت و بسط قدرت فیزیکی انسان بر عالم را داشت، به نظر می‌رسد تکنولوژی‌های پسامدرنی چون اینترنت از اساس با تکنیک‌های مدرن تفاوت دارند. گفته‌اند که تکنولوژی بسط دادن اندام‌های بشری است. به طور مثال بیل و بیل مکانیکی دست‌های بشر را قدرتمندتر نموده است. چرخ، درشکه و اتوموبیل به همین قیاس بسط توانش پاهای آدمی بوده است. با این رویکرد می‌توان تلفن و موبایل را نیز گسترش دادن قدرت شنوایی انسان تلقی نمود. حال آیا اینترنت را باید ادامه و بسط ذهن دانست؟ اما این به چه معناست؟ بسط و ادامه ذهن یعنی چه؟ ذهن چه کاری می‌کند که حال با اینترنت بسط یافته است؟

هر اندازه که میان جسم و ذهن تفاوت وجود دارد میان تکنولوژی‌هایی که در بسط و ادامۀ جسم و ذهن پدید آمده‌اند نیز باید تفاوت قائل بود. تکنولوژی پسامدرنی چون اینترنت اساساً سودای گسترش و بسط ذهن انسان را دارد. در سطحی‌ترین رویکرد به این پدیده می‌توان اینترنت را شیوه‌ای برای دسترسی سریع به اطلاعات دانست. در این شیوه اینترنت یک هارد بزرگ است که همه کاربران اطلاعات خود را روی آن برای دسترسی دیگران به اشتراک می‌گذارند. با این نگاه اینترنت صرفاً وسیله‌ای است برای بسط و گسترش و انباشت اطلاعات و نه بسط و گسترش ذهن انسان. هر کاربر اینترنتی به صرافت در می‌یابد که اینترنت انبار سوت و کوری نیست که اطلاعات در آن دپو شده باشد. اینترنت تنها انباشت نمی‌کند بلکه تولید و مصرف و گردش اطلاعات نیز مستمراً در آن انجام می‌شود. از این حیث اینترنت کاملاً به شهری پر هیاهو و به شدت پویا شباهت دارد و نه به انبار ساکت بایگانی اطلاعات.
این شهر پرهیاهو شهروندانی دارد که همان ذهن‌ها هستند. در فضای مجازی این اطلاعات نیست که بسط می‌یابد بلکه این ذهن‌ها هستند که با هم‌افزایی یا منازعه گسترش پیدا می‌کنند. واقعیت فضای مجازی اتصال اذهان منفرد به یک مرکز منسجم نیست بلکه اینترنت را باید شبکه‌ای پیچیده و کلافی تو در تو از روابط بین الاذهانی دانست. شاید این شبکه بین الاذهانی دموکراتیک‌تر از رسانه‌های ماقبل خود مانند سینما و تلویزیون به نظر برسد اما روابط قدرت، بی‌عدالتی و عدم دسترسی برابر به امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری در این فضا نیز جریان دارد.

اگر تکنولوژی‌های مدرن اراده‌شان بر این بود که اندام‌های فیزیکی انسانی را قدرتمند کنند و از محدودیت‌های جسم انسانی گذر کنند، تکنولوژی اینترنت اساساً این سوال را پیش ما می‌گذارد که آیا می‌توانیم بدون بدن‌های مان سر کنیم؟ آیا تن فقط بازمانده شکل نازل حیوانی ماست؟ اگر این گونه است آیا واقعاً بهتر نیست که به جای گسترش تکنولوژی‌های مدرن که احتمالاً همان گسترش قدرت حیوانی ما هستند به کل تن را با همه محدودیت‌هایش فراموش کنیم و در سودای بنای عالمی دیگر باشیم؟
اینترنت نوید بخش همین عالم است. عالمی که انسان از قیودات تن رها شده و زندگی ناب‌تر و خالص‌تری را تجربه می‌کند. این نکته به علاوه اینکه اینترنت عرصه‌ای تعاملی است شاید راز جذابیت و فراگیری روزافزون آن است. منظور از رهایی از قیودات تن صرفاً این نیست که امروزه ما با گوگل ارث به هر نقطه از دنیا که می‌خواهیم سفر می‌کنیم بلکه بنای عالم جدیدی است که در آن تن از مرکزیت افتاده است.

حال اگر علوم اجتماعی بپرسد که کارکرد فضای مجازی چیست چه پاسخی می‌توان به آن داد؟ به نظر می‌رسد با مقدماتی که ذکر شد احتمالاً باید این سوال را منتفی تلقی نمود. فضای مجازی چیزی برای جامعه یا در جامعه نیست بلکه خودش جامعه‌ای جدید است. بسیاری از افرادی که دربارۀ فضای مجازی پژوهش می‌کنند مهم‌ترین پرسش در این حوزه را نسبت میان این دو جامعه یا این دو دنیا می‌دانند. ما هم اینک در دو جهان زیست می‌کنیم یا به تعبیر دقیق‌تر امکان زیستن در دو جهان را داریم. این دو جهان کاملاً بر هم منطبق نیستند و کاملاً از یکدیگر بیگانه نیز نیستند. حتی می‌توان ادعا کرد که فضای مجازی را به اشتباه مجازی نامیده‌اند چرا که امروزه حتی واقعی‌تر از جهان واقعی شده است. دو جهانی شدن، دو شخصیتی شدن را نیز در پی دارد. دو شخصیت واقعی و مجازی نیز تطابق دقیقی با هم ندارند. من خودم به شخصه همواره دچار تردید هستم که شخصیت اصلی‌ام کدام یک از این دو شخصیت است؟ به نظر می‌رسد حتی شخصیت مجازی، شخصیت واقعی را دچار از جاکندگی می‌کند و به دنبال خود می‌کشاند.
جهان مجازی، زندگی دوم نیست. جهان مجازی دو پاره شدن زندگی اول هم نیست. جهان مجازی، الحاقیه‌ای به زندگی هم نیست. جهان مجازی زندگی جدیدی است که در حال رقابت با زندگی به سبک قدیم است. ما در کوچه و خیابان و حتی در رختخواب خود به این عالم جدید ورود کرده‌ایم.

این یادداشت در متن زندگی