خدای محمد (ص) زنده است

تعامل حزب‌الله با دولت یازدهم: بیشترین حمایت‌ها، شدید‌ترین انتقاد‌ها

امروز فرصت خوبی برای خودشناسی و محک خویشتن داریم. اگر خوف و حزن نداریم پس به راه مان ایمان داریم ولی اگر خدای نکرده دچار خوف و حزن و نومیدی هستیم باید در اعتقادات خود بازنگری کنیم. نومیدی از جنود شیطان است. اگر خوف و حزنی داریم باید این خوف و حزن را واکاوی کنیم. به زعم من انتخابات ۹۲، نشانه به ثبات رسیدن نظام است. در این انتخابات دیگر دوقطبی کاذبی جریان نداشت. برگزاری یک انتخابات با مشارکت هفتاد و دو درصدی آن هم بدون هیجانات کاذب بیش از هر چیز نشان دهنده ثبات نظام است و این چنین کنش سیاسی از خصائص جوامعی است که از حیث سیاسی توسعه یافته اند. با این تفاوت که جامعه ما زنده تر و پویا تر از بسیاری از جوامع مدعی دموکراسی و توسعه است. خوش بینانه تر اگر بخواهم سخن بگویم حتی فتنه ۸۸ نیز علاوه بر دلالتی که بر قدرت و استحکام نظام ما داشت نمایانگر پویایی و عدم بی تفاوتی مردم نسبت به سرنوشت جامعه است. حتی آن کسی که فریب می خورد و در زمین دشمن بازی می کند نیز لااقل کنشگری فعال است!

 به زعم نگارنده امروز افراد انقلابی دو نوع احساس دارند. یا از تثبیت و پویایی نظام اسلامی خشنودند و یا به دلایلی دچار خوف و حزن اند. این خوف و حزن نیز بر دو قسم است. اگر خوف و حزن ما ناشی از نگرانی و دغدغه ای است که برای روند انقلاب و سرنوشت آن داریم این خوف و حزن، مقدس است و باید آن را قدر دانست. اما اگر خوف و حزن ما به این دلیل است که فلان شخص رأی آورد و فلان شخص رأی نیاورد و فلان شخص، دیگر رئیس جمهور نیست معلوم می شود که ما فقط شعار حزب اللهی بودن و انقلابی بودن و خط امامی بودن داده ایم. اگر ما به صدق نظام و سلامت انتخابات اعتماد داریم که داریم پس به تأیید صلاحیت هایی که توسط شورای نگهبان نیز احراز شده است معتمدیم. علاوه بر احساسات سه گانه ای که در بالا طرح شد حس دیگری نیز برای برخی وجود دارد که خالی از لطف نیست و آن هم اینکه امروز رأی آوردن کسی دل ملت را شاد می کند که در مجلس پنجم موسس فراکسیون حزب الله مجلس بوده است!

از جمله خصائص دیگر حزب الله عدالتخواه بودن و روحیه انتقاد و مطالبه داشتن است. اصلاً همین روحیه است که باعث می شود آدم انقلابی و حزب اللهی زیر علم هیچ شخصی نباشد. احمدی نژاد با آن همه شعار انقلابی و عدالتخواهانه و با آن حجم خدمت نیز برای ما اسطوره و بت نیست. او به وظیفه اش عمل می کند و ما نیز به وظیفه مان. درست ترین شیوه را آنهایی انتخاب کردند که نه احمدی نژادی شدند و نه با تهمت های نابجا او را منحرف  خواندند و حتی تا نظریه پیوند فتنه و انحراف پیش رفتند. درست ترین کار را آنهایی کردند که او را از حاشیه سازی بر حذر داشتند و به ارشاد رهبر انقلاب امور فرعی و اصلی را از هم بازشناختند. جلیلی و قالیباف هم اگر رئیس جمهور می شدند باید کار می کردند و مطالبات مردم را جواب می دادند.  رئیس جمهور منتخب نیز می بایست هم منتظر شدید ترین انتقادات و تذکرات ما نسبت به عدول از وعده ها و کم توجهی به آرمان های انقلاب و خط امام باشد و همچنین می بایست منتظر شدیدترین حمایت های امت حزب لله باشد. همان گونه که سیدمحمد خاتمی نیز آن هنگام که بر قانون و اصول انقلاب پای فشرد و از جانب قلیلی از براندازان افراطی اصلاح طلب مواجه با نظریه عبور از خاتمی شد از جانب رهبری و امت حزب الله پشتیبانی شد. امت حزب الله از زمان هبوط حضرت آدم مظلوم همیشه تاریخ و البته منتقد و مبارز همیشه تاریخ بوده است. ما در اوج قدرت هم که باشیم باز در قامت یک اپوزیسیون عمل می کنیم چه رسد که در قدرت نباشیم. حزب اللهی در برابر محافظه کاری است چرا که محافظه کاری را قتلگاه انقلاب می داند.

انقلاب یک جریان اجتماعی است. جابجایی دو رئیس جمهور ذیل نظام جمهوری اسلامی خیلی کوچک تر از آن است که خللی در عزم راسخ ما وارد کند چرا که حزب الله، به وعده حق، هم الغالبون است. حزب الله، حزبِ الله است و نه آدم هیچ حزب و دسته و گروه و باند و شخص دیگری. حزب الله معنای عام تر از آنی دارد که بتوان آن را به راحتی فروکاست. مردم ما با هیچ شخص و گروهی عهد اخوت دائم نبسته اند و این خود بزرگترین خصلت امت حزب الله است. امت حزب الله نه احمدی نژادی است نه قالیبافی، نه خاتمی چی و نه هیچ شخص دیگری چی. ملت ما دچار کیش شخصیت و شخص پرستی نیست و روح الله خمینی را اگر دوست دارد شیفته خط امام است و اگر سیدعلی خامنه ای را دوست دارد چون او را در خط امام و انقلاب می داند. و الا هزاران آدم در تاریخ ما ظهور کرده اند که هرکدام خط و خطوطی ترسیم کرده اند اما سخن شان در گوش مردم نیوشا نبوده است. ما اگر خود را شایسته این مفهوم می دانیم هویت خود را نباید و نمی توانیم به هیچ حزب و جناحی گره بزنیم. هویت ما از تسلیم حق بودن و پیروی از مکتب محمد و عترتش سرچشمه می گیرد. هویتی که با انقلاب اسلامی و به رهبری خمینی کبیر احیا و بازتولید شد.  ما وظیفه داریم انقلاب اسلامی را که تنها روزنه امید ما در این دنیای ظلمانی است به نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و امت اسلامی برسانیم. محمد (ص) نیز اگر از دنیا برود خدای محمد زنده است.

این یادداشت در تریبون مستضعفین

بازنشرها : +

سیمافکر، نخستین سایت ویدئویی اندیشه و علوم انسانی

«سیمافکر»، نخستین پایگاه اینترنتیِ ویدئویی در حوزه اندیشه و علوم انسانی، فعالیت خود را به‌صورت آزمایشی آغاز کرد.

این پایگاه در قالب‌های مختلف تصویری و صوتی از جمله فیلم، انیمیشن و پادکست، به آموزش، اطلاع‌رسانی و تحلیل مسائل حوزه اندیشه می‌پردازد.

به گزارش روابط عمومی «سیمافکر»، هدف از راه‌اندازی این سایت، پرداختن به خلأهای موجودِ ناشی از غفلت‌های آکادمیک است که بخشی از این هدف با ارائه سخنرانی‏ها و درس‌گفتارهای استادان و اندیشمندان علوم انسانی تأمین می‌شود.

بخش دیگر نیز با تحلیل مسائل روز جامعه تأمین می‌شود که محتوای این بخش توسط «سیمافکر» تولید می‌شود. در این بخش، موضوعات تخصصی فرهنگی و اجتماعی در قالب فیلم‌های مستند بررسی شده و مسائل روز جامعه نیز از منظر اندیشه و در قالب گزارش‌های خبریِ «رخداد» تحلیل می‌شود.

«سیمافکر» دارای دو تقسیم‌بندی «موضوعی» و «قالبی» است؛ تقسیم‌بندی موضوعی شامل عنوان‌های «فلسفه و حکمت»، «ادبیات»، «اقتصاد»، «فرهنگ و تمدن»، «علم و تکنولوژی» و «مطالعات هنر و رسانه» است. تقسیم‌بندی قالبی نیز عنوان‌های «آموزشی»، «سینمایی»، «خبری» و «صوتی» را در بر می‌گیرد که ذیل هرکدام از آن‌ها فرم‌های رسانه‌ای مختلفی از جمله فیلم، ویدیوگرافی، پادکست و انیمیشن دیده می‌شود.

علاقه‌مندان می‌توانند با مراجعه به نشانی اینترنتی www.simafekr.tv نسخه آزمایشی سایت را ملاحظه کرده و با عضویت در آن، ضمن مشارکت در مباحث نظری، محتوای مدّ نظر خود را به اشتراک بگذارند.

نسخه ارتقایافته «سیمافکر» نیز به زودی راه اندازی شده و اخبار آن در رسانه‌ها منتشر خواهد شد.

نقدی بر نگاه کلینیکی به فرهنگ

فرهنگ را تعاریف گوناگونی کرده اند اما در ساده ترین شکل می توان آن را راه و رسم و شیوه زیست اجتماعی مردمان دانست. این تعریف ساده اما به نظر تقلیل یافته است. نه از این حیث که به ابعاد گوناگون فرهنگ اشاره نمی کند بلکه از این حیث که آن را محدود به گستره محدود زندگی دنیوی می کند و از بعد اخروی امور غفلت می کند. یعلمون ظاهرا من الحیات الدنیا و هم عن الاخره هم غفلون. اکتفا به تعریف مردم شناختی و جامعه شناختی از فرهنگ که هر شیوه از زندگی را به مثابه فرهنگی مجزا قابل مطالعه و پژوهش می داند تا جایی برای ما قابل استفاده است که به محدوده مباحات مربوط است. محدوده امر مباح زمینه بروز سلایق و تفاوت های سبک زندگی است اما با ارجاع به مفهوم لغوی فرهنگ می توان دریافت که فرهنگ اشاره به بعد معنوی و کمال طلبانه جوامع دارد. هنگ يا آهنگ به معنای قصد و فر به معنای شکوه و شکوفایی است. فرهنگ قصد و اراده شکوفایی و نیل به کمالات مطلوب انسانی است.

آدمیزاد، علاوه بر زیستن به معنای زیست شناختی، زیست دیگری نیز دارد. زیستن در جهان معانی و نشانه ها. انسان، در دو جهان زیست می کند . زیست جهان طبیعت و زیست جهان انسانی. دوگانه (زنده ماندن و زندگی کردن) ناشی از همین دوفضایی بودن انسان است. حیوانات و گیاهان تمام تلاش شان برای حفظ بقا و زنده ماندن است ولی انسان تنها به زنده ماندن راضی نیست بلکه می خواهد زندگی کند. اگر چرخه آب و خاک و املاح طبیعی در فرایندهای تنفس و تغذیه موجبات رشد و تولید مثل را در جریان زیست موجودات فراهم می کنند در زیست فرهنگی و اجتماعی این نشانه ها هستند که به گردش در می آیند، جذب می شوند، مورد سنتز واقع می شوند، دفع می شوند و موجبات رشد و نمو و تولید و بازتولید را فراهم می کنند.

زیست جهان انسانی یا انسانی زیستن امکانی است ورای حیات طبیعی انسان. به همین خاطر است که همواره مفهوم فرهنگ  در برابر مفهوم طبیعت قد علم می کند. اگر قرار باشد انسان، صرفآ به مثابه موجودی طبیعی ابژه  شناخت باشد دیگر الزامی به تاسیس علوم انسانی نبود و همان زیست شناسی باید می توانست همه کنش های انسانی را مورد تحلیل قرار دهد. معروف است که آگوست کنت؛ جامعه شناسی را متاثر از دانش های اثباتی مادی مانند فیزیک و زیست شناسی بنیان نهاد و بر این صرافت بود که جامعه شناسی را فیزیک اجتماعی نام نهد. اما انسان نه تنها به بعد زیستی محدود نمی شود بلکه اساساً زندگی زیستی او تحت الشعاع ابعاد دیگری از وجود اوست. . توجه به ابعاد صرفآ اقتصادی و معیشتی، تقلیل دادن انسان به انعام و بهائم است.

تفاوت میان زیستن و زندگی کردن در اصطلاح اشاره به همین دوفضایی بودن انسان دارد. انسان علاوه بر زیستن می خواهد زندگی کند و از آن فراتر می توان گفت که انسان تنها می خواهد زندگی کند و زندگی انسانی زیستن در عالم معانی و نشانه هاست. در این صورت حتی اشیای مادی در پیرامون انسان نیز به چیزهایی که تنها به کار رفع حوائج زیستی می آیند فروکاسته نخواهند شد بلکه مبدل به نشانه و به تعبیر قرآنی آن " آیت " می شوند.

به این تعبیر زندگی یا زیست فرهنگی چیزی جدای از زیست مادی نیست بلکه زیست فرهنگی عنایت به ارزش های نشانه ای زیست مادی است. به بیان رساتر زیست فرهنگی باطن زندگی مادی است. با این حساب می توان متوجه اشتباهی شد که فرهنگ را بخشی مجزا از سایر بخش های زندگی تلقی می کند. فرهنگ بخشی مجزا از سایر ابعاد اقتصادی؛ اجتماعی و سیاسی و در عرض چیزهای دیگر نیست. فرهنگ روحی است که در هر کدام از مناسبات انسانی جریان دارد. فرهنگ؛ بخش نیست؛ فرهنگ؛ بعد (به ضم ب)  است. هر پدیداری بعدی فرهنگی دارد.

این رویکرد به فرهنگ است که می تواند اهمیت تأکید رهبر انقلاب بر " پیوست فرهنگی " را عیان کند. آنچه از عبارت پیوست فرهنگی بر می آید گرچه به نظر تا حدی در خود فروکاست فرهنگ را به همراه دارد و آن را به ضمیمه ای در حاشیه سایر اقدامات و تصمیمات قرار می دهد ولی به عنوان اولین قدم برای عنایت به ابعاد فرهنگی طرح ها، برنامه های مدیریتی است. در واقع مدیریت کشور به قدری از فرهنگ غفلت کرده است که در قدم اول بایستی امری بدیهی به نام پیوست فرهنگی را بدان یادآوری نمود. قدم بعد از پیوست فرهنگی، توجه به " بعد فرهنگی " است. به این معنا که متوجه شویم فرهنگ صرفاً امری ضمیمه ای نیست و هر پدیداری را می بایست از بعد فرهنگی نیز مورد تحلیل قرار داد. تلقی " فرهنگ به مثابه روح " مرحله دیگری است که از تلقی فرهنگ به مثابه " بعد  ( به ضم ب ) " یک قدم به پیش می رود . تصمیم گیری و مدیریت بدون لحاظ ابعاد فرهنگی خصلت بارز تکنوکراسی است. توسعه بدون لحاظ کردن تأثیراتی که بر فرهنگ و اخلاقیات جامعه می گذارد عوارض غیر قابل شمارشی پدید می آورد و حل آن را به بخش فرهنگ وا می گذارد. همین نوع نگاه است که مدام برای حل معضلات فرهنگی دستگاه هایی که مسئولیت مستقیم در فرهنگ دارند را مورد خطاب قرار می دهد. غافل از اینکه راه حل مشکلات فرهنگی را باید در همان نقطه ای جست که آغاز شده اند. نگاه فعلی به فرهنگ نگاهی کلینیکی است. نگاه کلینیکی، فرهنگ را بخشی مجزا تلقی می کند که وظیفه دارد نقش آموزش، پیشگیری و درمان امور، مسائل و مشکلات فرهنگی را بدان حواله نمود. 

این یادداشت در فارس نیوز

بازنشرها : رجانیوز ، تریبون مستضعفین، افکار نیوز، علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

واژگونِ واژگون


خوب به مبارکی و میمنت بعد از هفت سال وبلاگ نویسی و دوبار برگزیده شدن وبلاگ واژگون بالاخره اتفاقی که نباید می افتاد افتاد و تمام محتوای وبلاگ از بین رفت. آقای شیرازی مدیر بلاگفا توضیحاتی دادند که خیلی ازش سر در نیاوردم. نمی دانم شاید هم بد نباشد گاهی اوقات همه چیز را از صفر آغاز کرد.