تبليغاتX
واژگون
 
آیا سیاست چیز کثیفی است؟

سياست چيست؟ بارها شنيده ايم كه مي گويند سياست چيز كثيفي است. سياست يعني دروغ، سياست يعني حقه بازي. سياست يعني پدر سوختگي. مشخص است كه اين جملات بيشتر در تاكسي ها شنيده مي شود نه در محافل آكادميك و علمي. مطمئنآ دانشجويان علوم سياسي در دانشگاه، حقه بازي نمي آموزند بلكه بنيان هاي قدرت و شيوه هاي مدرن اداره جوامع و روابط سياسي را فرا مي گيرند. در زيارت جامعه كبيره هم مي خوانيم كه ائمه، ((ساسه العباد)) يعني سياستگذاران بندگان هستند. با اجازه از دانشجويان و اساتيد علوم سياسي مي خواهم تعريف ساده و كلي خودم را از سياست ارائه دهم و از انتقادات اساتيد استقبال مي كنم. براي تعريف سياست و براي تقريب به ذهن از مقاله اي كه در مورد اتومبيل نوشتم استفاده مي كنم كه هم خلاصه اي از آن مقاله را ارائه كنم و هم از مقصود اين مقاله به عنوان مثالي استفاده كنم براي تعريفم از سياست. در مقاله جامعه بزرگ اتومبيل از اين صحبت مي شود كه اتومبيل به عنوان يكي از مهم ترين و پر كاربرد ترين فناوري هاي مدرن علاوه بر كاركرد جابجايي، كالايي است كه بسياري از نيازهاي رواني انسان را ارضا مي كند. به طور مثال اتومبيل، تداعي كننده احساس آزادي براي انسان است و به راننده نوعي حس قدرت، اميدواري، استقلال و آزادي انتخاب بيشتر در مورد شغل و همچنين گذران اوقات فراغت اعطا مي كند. اتومبيل امروزه به قدري وارد تعاملات انساني شده است كه گويي عضوي از خانواده محسوب مي شود چناچه پس از سرقت اتومبيل پدرم شاهد بودم كه دوستان و فاميل تماس مي گرفتند و جوياي حال جناب سمند مي شدند. همه اين مزايا اتومبيل را كالايي آرماني جلوه مي دهد كه مي توان حرص و ولع انسان براي اخذ گواهينامه و خريد اتومبيل را ناشي از همين احساسات آرماني دانست. اما واقعيت اين است كه اتومبيل مضرات زيادي دارد. تخريب و آلودگي محيط زيست، آلودگي صوتي و خراب كردن ريخت و زيبايي محيط زندگي، افزايش تصادفات، راهبندان در ترافيك و مضرات ديگري كه در مقاله به آن اشاره كردم. در واقع انسان حاضر است تمام خطرات و هزينه ها و اعصاب خوردي هاي ناشي از اتومبيل را بپذيرد ولي از مزاياي رواني آن لذت ببرد و در اتومبيل شخصي خودش سيگار بكشد و موزيك گوش كند و آزادانه تعيين مسير كند. با تمام اين مضرات واقعي تقاضا براي اتومبيل كاهش نمي يابد چون آرمان هايي كه به بشر عطا مي كند بسي مهم تر هستند در نتيجه به جاي نابودي اتومبيل و آرمان هاي ناشي از اتومبيل بايد سعي كنيم با سياست هايي مضرات اتومبيل را كاهش دهيم. اما مقصودم از اين حرف ها اين بود كه كساني كه شعار واقع گرايي سر مي دهند بايد توجه داشته باشند كه به بهانه واقع گرايي نمي توان آرمان ها و آرزوهاي والاي بشر را از او سلب كرد. اين مطلب واقعيت دارد كه امريكا قوي است، واقعيت دارد كه بودجه نظامي امريكا برابر با بودجه نظامي كل دنياست، واقعيت دارد كه تحريم هاي اقتصادي تحريم هايي جدي و سنگين است، واقعيت دارد كه گوجه فرنگي گران است ( عده اي اعتقاد دارند كه وظيفه دولت ها فقط كنترل قيمت گوجه فرنگي است و دولت ها نبايد به آرمانها و ارزش ها توجهي داشته باشند) ولي نمي توان به خاطر اين واقعيت ها آرمان هايي مثل شرف، آزادي، استقلال، زير بار زور نرفتن و دفاع از مظلوم را زير پا گذاشت و البته قبول دارم كه نمي توان افسار آرمان گرايي را رها كرد و واقعيت ها را ناديده گرفت. اينجاست كه نيازمند سياست هستيم. در عالم واقع ما نيازمند دوستي با روسيه و استفاده از اين كشور هستيم ولي نمي توانيم زير بار زورگويي و زياده خواهي امريكا برويم. سياست، هنر برقراري موازنه بين آرمان ها و واقعيت هاست. سياست، راه رفتن روي خط باريكي بين آرمانگرايي و واقع گرايي كه سقوط از هر دو طرف خطرناك خواهد بود و سياستمدار بايد هنرمندانه كاري كند كه نه سيخ بسوزد و نه كباب.

حاصل جمع بين آرمان ها و واقعيات مي شود اقتدار. من كه حاضر نيستم به خاطر گوجه فرنگي و چشم غره هاي يك كشور زورگو، شرف، استقلال و اقتدار كشورم را فراموش كنم.

----------------------------------------------------------------------

ـ همين مطلب در سايت ايران ديپلماسي

ـ ورود رضا فتوره چي عزیز رو به وبلاگستان تبريك ميگم. اميدوارم فينگيليشيسم موفق باشه.

- بحث سیاسی جالب هادی حاجي بيگي و جوزپه در دانشگاه زوريخ رو بخونيد.

+ نوشته شده سه شنبه 15 آبان1386 توسط محمد الیاس.