تبليغاتX
واژگون

واژگون

اینجا پر است از واژگانی واژگون

 

( نقدی بر فرهنگ حاکم بر دستگاه قضایی )

 

اگر قرار بر نقد دستگاه قضايي مملكت باشد بارها گفته ام كه نقد صحيح را بايد از جامعه و از فضاي اجتماع آغاز كرد. نهادها زاييده اجتماع اند. اگر قوه قضاييه كم كار است اين كم كاري ژني است كه از جامعه به ارث برده است. من اينگونه مي انديشم كه ما هنگامي كه نهادهاي حكومتي و سياسي را نقد مي كنيم به واقع در حال فرافكني ايرادات خود در نهادهاي حاكميت هستيم زيرا ملت ايران همواره بايد نجيب و شريف و شهيد پرور و صاحب هنر و باهوش و با تمدن و فرهنگ و تاريخ درخشان قلمداد شود و حكومت، همواره  موجودي احمق و مورد لعن و نفرين. مگر قضات اين مملكت چه كساني هستند؟ يكي از آنها پدر دوست خود من است.

البته اين دليل نمي شود كه نهادهاي حكومتي مورد نقد قرار نگيرد زيرا به وسيله انتقاد از حكومت و نهادهاي حكومتي در واقع ما از خود، انتقاد مي كنيم و عيب هاي خود و جامعه را مي شناسانيم و درمان مي كنيم. ما عيب و ايراد خود را در آينه حكومت نقد مي كنيم زيرا همواره فحش دادن به حكومت راحت تر از انتقاد از جامعه است. من در نقش يك دانشجو پايان نامه ام را از ديگران كپي مي كنم و به تقلب هايم افتخار مي كنم و آن وقت دولت را متهم مي كنم به عدم كار كارشناسي و تقلب در انتخابات!!! من سريال چهارخونه را به خاطر مسخره كردن قوم افغان  نقد مي كنم ولي در چهار ديواري خانه ام به اداهاي جواد رضويان مي خندم و لطيفه هاي قومي تعريف مي كنم و صداي گزارشگر فوتبال افغاني را با موبايلم بلوتوث مي كنم.

مشكل آنجاست كه ما در فرهنگ خود، پايبند اصول نيستيم. اصول را قرباني روابط مي كنيم. اگر فلان بازيگر معروف سينما كه گفته مي شود مافياي سينمايي راه انداخته هر عمل مستهجني انجام دهد چون در فيلم امام علي بازي كرده است و در فيلم ده نمكي تاثيرگذار بوده است و روابط زيادي دارد و در سينما پر سابقه است به راحتي حركت هاي زشت او را ناديده مي گيريم ولي عامل نشر فيلم زهره را به اشد مجازات محكوم مي كنيم. اگر اكبر گنجي حرف بي ربطي بزند شديدآ در برابر او موضع گيري مي كنيم اما اگر جناب محسن رضايي و اكبر رفسنجاني حرف نا مربوطي بزنند با خودمان مي گوييم عيبي ندارد آنها سرمايه هاي نظام و افرادي خوش سابقه هستند و حتمآ نيت بدي نداشته اند!!! گويي بعضي افراد صاحب مصونيت قضايي هستند. حتي مسعود خان ده نمكي كه همواره دغدغه مسائل فرهنگي و مبارزه با فساد و تبعيض را دارد نيز به خاطر رفاقت و دوستي اش با آقاي بازيگر در برابر رفتارهاي سخيف و موهن وي سكوت اختيار مي كند. پارتي بازي و تبعيض كه شاخ و دم ندارد.  حتي علي كه خوش سابقه ترين مسلمان و پسر عموي پيامبر و داماد پيامبر و خليفه پيامبر بود در برابر قانون با يك يهودي تفاوت نداشت زيرا براي علي روابط و سوابق مهم نيست بلكه اصول اهميت دارد و اصول گرايي يعني همين. اصول گرايي يعني اينكه به جاي فرد سالاري و سابقه سالاري و رابطه سالاري، اصولي وجود داشته باشد كه طبق آن رفتار شود. مهم نيست كه كساني ديروز سوابق مبارزاتي داشته اند يا نه مهم اين است كه امروز به اصول و آرمان هاي انقلاب پايبند اند يا نه. محمد علي ابطحي در مصاحبه با جهان نيوز مي گويد احمدي نژاد در حد و اندازه رياست جمهوري نبود. (حتمآ شكم گنده جناب ابطحي در حد و اندازه رياست جمهوري است.) جمله جناب ابطحي قابل توجه است و نشان مي دهد كه در فرهنگ ما به حد و اندازه و قيافه و جذبه و سابقه توجه مي شود نه به پايبندي به اصول. قوه قضاييه مانند دولت نهم در امر اطلاع رساني دچار ضعف است. پرونده هاي جنايي و سياسي و اقتصادي مهم بايد به صورتي وسيع منتشر شود تا هم باعث دلگرمي و اعتماد مردم شود و همچنين باعث ترس و وحشت مجرمان. اگر هزار نفر از اراذل و اوباش هم اعدام شوند ولي خبر و تصوير اعدام آنها منتشر نشود هيچ تاثيري بر جامعه نخواهد گذاشت. كم كاري و اعمال تبعيض قوه قضاييه در امر مبارزه با مفاسد اقتصادي باعث مي شود كه اين وظيفه بر عهده دولت بيفتد و به جاي اينكه شاهرودي با دم كلفت ها و رانت خواران برخورد كند احمدي نژاد، انرژي و زماني را كه بايد صرف سازندگي در مناطق محروم كشور كند صرف مبارزه با دم كلفت ها كند.  ايرادات فراوان ديگري بر دستگاه قضايي وارد است كه ساير دوستان به آن خواهند پرداخت. به زعم من مهم ترين ايراد، ناشي از همان باور ايراني است كه به جاي توجه به اصول، به شان و جايگاه و حد و اندازه آدم ها توجه مي كند. مهم ترين ايراد نهاد قضا تبعيض است. قاضي القضات ايران و قضات زير دست او بايد تلاش كنند تا از شر اين فرهنگ غلط ايراني رها شوند و پايبندي به اصول اسلام را جايگزين آن كنند. جناب قاضي القضات! يك بار ديگر مي گويم به اصول توجه كنيد نه به حد و اندازه و سوابق افراد. در روزهاي نخستين دولت نهم خبرنگاري از رئيس جمهور پرسيد آيا قبول داريد كه قيافه شما به رئيس جمهور ها نمي خورد و احمدي نژاد جواب داد قيافه من به نوكري مردم كه مي خورد. احمدي نژاد كار عجيبي نكرده است او فقط به انجام  وظيفه خود و برگرداندن انقلاب به اصولش اصرار دارد. البته پا فشاري بر اصول گاهي خستگي هم دارد و صبر و تحمل زيادي مي خواهد. آقاي رئيس جمهور! اگر روزي از پايبندي به اصول خسته شديد به ياد بياوريد كه شهيد مطهري گفت:

 

ايرانيان به قطاري كه در حال حركت است سنگ پرتاب مي كنند و براي قطاري كه ايستاده است دست تكان مي دهند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 شهریور1386ساعت   توسط محمد الیاس  |