تبليغاتX
واژگون

واژگون

اینجا پر است از واژگانی واژگون

 

در هفته های گذشته فیلمی تحت عنوان راز ( (the secretاز شبکه چهار و در برنامه سینما و ماورا برای چندین بار پخش شد که بنا به سفارش دوستان در دفعه چهارم موفق به دیدن این فیلم شدم اما نکاتی در مورد این فیلم ذهنم را به خود مشغول کرد و مرا وا داشت تا این پست را اختصاص بدهم به بررسی مسائل مطرح شده در این فیلم.

درست است که دنیا در نگاه انسان معنی پیدا می کند و عینک مان هر رنگی که باشد دنیا را به همان رنگ می بینیم ولی این دید ماست که عوض می شود و نه واقعیت دنیا. شاید ما بخواهیم تصور کنیم که سقراط شاگرد افلاطون بوده است و مدام این مطلب را به خود تلقین کنیم ولی دنیا به خواست ما واقعیتش را انکار نمی کند که افلاطون شاگرد سقراط بوده است و نه برعکس. نباید فراموش کنیم که دنیا همواره به دلخواه ما نمی گردد. فیلم راز طوری از قانون جاذبه صحبت می کند گویی این قانون، تنها قانون کائنات است  در حالی که قوانین فراوانی در این دنیا وجود دارد و یک قانون نمی تواند قانون دیگر را نقض کند. به طور مثال در جایی از فیلم گفته می شود اگر تصور کنید که جوان هستید روز به روز جوان تر می شوید در حالی که می دانیم پیر شدن و مرگ یکی دیگر از قوانین کائنات است و به قول قرآن ((ومن نعمره ننکسه فی الخلق)) هر کس که عمرش را افزایش می دهیم از خلقتش می کاهیم و پیر می شود. در واقع قانون جاذبه فیلم راز فقط در محدوده خودش می تواند کار کند و نمی تواند وارد قلمرو سایر قوانین شود. به نظر، این دیدگاه که هر آنچه انسان بخواهد همان می شود بیش از حد اومانیستی و انسان مدارانه است در حالی که انسان دین مدار خداوند را محور عالم هستی می داند که با اراده و قوانین او دنیا اداره می شود البته نمی توان منکر قدرت نامحدود ذهن انسان شد ولی خواست های انسانی در صورتی که مطابق با قوانین الهی و خواست خداوندی باشد ضمانت اجرایی خواهد داشت و در واقع از خدا باید چیزی را طلب کرد نه از غول چراغ جادو که ما را سرور خود می داند. سرور و مولای ما خداست و همه خواسته ها به وسیله او اجابت می شود.

 

در جای دیگری در فیلم گفته می شود که در دنیا بیشتر از نیاز کل بشریت عشق و لذت و ثروت وجود دارد و دنیا بسیار سخاوت مند تر از آن است که به بعضی از انسان ها چیزی نرسد. اما امروزه شاهدیم که کشورهای توسعه یافته غربی همه چیز را برای خود می خواهند. به طور مثال فرض کنید روستای بالا آب رودخانه را بر روی روستای پایین ببندد در این حال مسلمآ نمی توان انتظار داشت که اهالی روستای پایین با تصویر سازی ذهنی، آب به دست بیاورند بلکه آنها باید برای به دست آوردن آب مبارزه کنند و مبارزه چیزی است که فیلم راز با آن مخالف است. در حالی که رمز موفقیت و پیشرفت بشر در واقع مبارزه با نا ملایمات و سختی هاست نه تصویر سازی و دل خوشی که( بزک نمیر بهار میاد کمپوزه با خیار میاد). به طور مثال در عصر روشنگری روشنفکران با رویکردی انتقادی شروع کردند به مبارزه با افکار خرافی و دنیا به اینجایی رسید که الان هست و یا مردم ایران گفتند شاه را نمی خواهیم و با مبارزه، حکومت پهلوی را سرنگون کردند و بسیاری از کشورها با مبارزات خود از شر استعمار خلاص شدند ولی فیلم راز معتقد است اگر مبارزه کنیم و روی چیزی که نمی خواهیم تمرکز کنیم بیشتر آن چیز را جذب می کنیم!!! این تفکر درست مانند تفکر مارکس که دین را افیون توده ها می دانست فقط با هیپنوتیزم انسان ها و خواب کردن آنها و دل خوش کردن آنها به تصویر های ذهنی!!! باعث می شود انسان دست از تلاش و مبارزه بر دارد تا کشورهای غربی بیش از پیش به کشتار انسان ها و غارت منابع کشورهای دیگر اقدام کنند. فیلمی که می گوید: مبارزه نکنید راز موفقیت را بیان نمی کند بلکه راز فرو رفتن در دنیای خیال را توصیه می کند در واقع این فیلم راز بقای نظام سرمایه داری و استعماری است تا با سرگرم کردن مردم به تخیلات به اهداف خود برسد. به واقع من این فیلم را به شدت فیلمی استعماری می دانم و یاد ضرب المثل انگلیسی می افتم که (( اگر به شما تجاوز شد مبارزه نکنید لذت ببرید)). در واقع نه تنها این حرف ها، جدید نیست بلکه بارها توسط این افکار از انسانها سو استفاده شده است افکاری که ما را یاد شرکت های هرمی چون گلدکوئست می اندازد که با آموزش این تصویر سازی ها به دنبال سو استفاده از روابط انسانی برای پر کردن جیب خود هستند و کم نیستند روان شناسان و مجلات زردی چون ((موفقیت)) که با بلغور کردن این افکار سعی در فروش نشریات و خدمات خود دارند و این مشکل تاریخی جامعه شناسان و روان شناسان بازاری است چرا که روان شناسان بازاری به دنبال تسکین و تزریق آرام بخش و تخدیر انسان ها هستند و جامعه شناسان با رویکردی انتقادی به دنبال حل مشکل به شکل ریشه ای هستند و این گونه است که روان شناسان در کلینیک های شان پول پارو می کنند و جامعه شناسان همواره در زندان و سانسور و تحریم به سر می برند و اصولآ هرکس که بخواهد در این دنیا مبارزه کند با او برخورد می شود به طور مثال جمهوری اسلامی ایران که مشکل اصلی دنیا را سیاست های آمریکای جنایتکار می داند باید تحریم شود و خلاصه بسیار جالب است که این فیلم بدون حضور یک منتقد و تحلیل گر با سواد در طول دو هفته چهار بار از صدا و سیما پخش شود و پیرمرد بی سوادی که تنها هنرش احتمالآ روحیه دادن به بچه های پشت کنکوری است در مورد این فیلم صحبت می کند.

البته اینکه انسان آرمانهایی داشته باشد و به آنها بیاندیشد بسیار مطلوب است چنانچه خود من هم بسیار آرمان گرا هستم و همیشه با کسانی که تسلیم واقعیت ها شده اند مخالفت کرده ام ولی معتقدم برای رسیدن به این  آرمانها و تصویرهای ذهنی باید مبارزه کرد و مبارزه آن چیزی است که اسلام نام آن را جهاد می گذارد در واقع جهاد فقط مبارزه سلبی نیست در واقع این کافی نیست که بگوییم چه چیز را نمی خواهیم بلکه علاوه بر آن، جهاد فعالیتی ایجابی است یعنی تلاش و کوشش برای رسیدن به چیزی که می خواهیم و قانون الهی این است که : ((والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا)) کسانی که در راه ما تلاش می کنند به راههای درست هدایتش می کنیم. مواظب باشید فریب فیلم راز را نخورید.

هم باید با چیزی که نمی خواهیم مبارزه کنیم و هم باید برای چیزی که می خواهیم مبارزه کنیم.

---------------------------------------------------------

این مطلب در سایت یک نیز درج شد و آنجا نیز بحث برانگیز بود.

اخيرا مطلب خوبي در نقد فيلم راز توي همشهري ديدم با عنوان رازها و دروغ ها كه حتمآ بخونيد.

پی نکته هایی بر این یادداشت (روشنفکر واقعی نارضایتی می آفریند نه توجیه)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 تیر1386ساعت   توسط محمد الیاس  |