
در مطلب قبل از روابط نسبي و سببي گفتم. روابط نسبي بدون هيچ دليلي و از روي اجبار به ما منتقل مي شوند و ما در واقع آنها را به ارث مي بريم و از آنها نسب مي بريم ولي روابط سببي بر ما عارض مي شوند و اتفاق مي افتند و ما در مورد آنها به قضاوت مي نشينيم. نكته جالب اينجاست كه اتفاقآ فعاليت روشنفكري با روابط سببي سنخيت بيشتري دارد. روشنفكر همواره ادعاي دوري از تعصب دارد و همواره از پذيرش بدون چون و چرا و خفه كردن صداي ديگران احتراز مي كند. در نتيجه مسائلي مثل جنسيت و مليت باعث نمي شود كه يك روشنفكر افكار ديگري با جنسيت و يا مليت ديگر را تخطئه كند. هيچگاه يك انسان روشنفكر نمي تواند به دليل اين كه مرد است افكار زنان را ناديده بگيرد و هيچ روشنفكري به اين دليل كه ايراني است نمي تواند قوميت هاي ديگري مثل قوم عرب و افغاني و ترك را مسخره كند و افكار آنان را بي ارزش تلقي كند . چنانكه در سوره زمر آيه 18 مي خوانيم (( آنان كه سخن را گوش فرا مي دهند پس از بهترين آنها پيروي مي كنند كساني هستند كه خدا آنها را هدايت كرده است )) و در واقع قرآن در اين آيه آداب روشنفكري را مي آموزد تا نسبت به افكاري كه به سببي به ما مربوط مي شوند گوش فرا دهيم و اگر خوب بود بپذيريم چنانچه در آيه اي ديگر مي خوانيم كه وقتي به كافران مي گوييم ايمان بياوريد مي گويند كه ما از سنت پدران مان پيروي مي كنيم و در واقع به خاطر تعصب بر روابط نسبي خود به روابط سببي بي اعتنايي مي كنند و اين به هيچ وجه آيين روشنفكري نيست. انسان ها با هم روابط سببي فراواني دارند و بسياري از مسائل فرهنگي از طريق اشاعه فرهنگي با ما ارتباط مي يابد. کسانی که همواره اعراب را هجو می کنند و اسلام را فقط به این دلیل که توسط اعراب و پیامبر قوم عرب و زبان عربی به ما رسیده رد می کنند از آیین روشنفکری فرسنگ ها فاصله دارند.
آیا برخی از دوستان روشنفکر!!! همان قدر که از عرب تنفر دارند از(عرب نقطه دار) هم متنفرند؟
همه چیز این دنیا سر جای خودشه تنها به این شرط که نگاه مان واژگون باشد
----------------------------------------
و ای انسان چه چیز تو را نسبت به پروردگارت مغرور کرده است؟ سوره 82 آیه 6
خانه |
ايميل
آخرين نوشته هاي وبلاگ