
اگر چیزی را گم کرده باشی، مدام چشم می گردانی تا شاید جایی دوباره پیدایش کنی و آنگاه قضیه بغرنج می شود که این گم شدن به واسطه هبوط رخ داده باشد. آن گمگشتگی که به واسطه هبوط رخ دهد، تنها با مرگ چاره می شود و بشری که همه چیزش را گم کرده خودش را نیز گم خواهد کرد.. بشر فهمید که چیزی را گم کرده به در و دیوار زد و رفت کل طبیعت را زیر و رو کرد ولی چیزی نیافت و دست آخر فهمید که شاید تا به حال اشتباه می کرده و همه چیز سر جای خودش قرار دارد و چیزی گم نشده بلکه این خود بشر است که دچار گمگشتگی شده. از خودبیگانگی، چیزی نیست جز همان از خدا بیگانگی و چون خدا مرده بود این از خدابیگانگی به همان از خود بیگانگی تعبیر شد و چه گم شدنی دردناک تر از اینکه خودت را گم کنی. پیدا کردن خود یعنی پیدا کردن هویت خود و هویت را باید آنجایی جستجو کرد که در آنجا ریشه داریم. بشری که دارد چشم می گرداند تا هویت گمشده اش را دوباره پیدا کند به نزدیکترین جایی که می پندارد موطن اوست چنگ می زند و خانه خویش را ((مسکن)) می نامد چون به او تسکین می دهد و دل به این خانه کوچک می سپارد. اندکی که نگاهش را وسعت می دهد خانه خویش را بزرگتر می کند و آن را ((وطن)) نام می نهد. و می گوید که وطن، خانه من است. از این روست که جنگ برایش ((خانمان برانداز)) است چون مسافرخانه را خانه پنداشته. این وطن، مسافرخانه ای بیش نیست، وطن اصلی جایی است که از آن آمده ایم و به آن باز خواهیم گشت. آن گمگشتگی که به واسطه هبوط رخ داده، تنها با مرگ چاره می شود. بشر بی خانه مان است. بشر بی خانه مانده است.
--------------------------------------------------------
اما گذشته از این بی خانمانی تاریخی بشر امروز واقعآ مشکل مسکن دارد. بابا جان! هر جونوری واسه خودش یه آشیونه داره. پس این وزارت مسکن از اول انقلاب تا حالا چه غلطی داره می کنه؟
همه چیز این دنیا سر جای خودشه تنها به این شرط که نگاه مان واژگون باشد
----------------------------------------
و ای انسان چه چیز تو را نسبت به پروردگارت مغرور کرده است؟ سوره 82 آیه 6
خانه |
ايميل
آخرين نوشته هاي وبلاگ